تبليغاتX
قرص ماه

قرص ماه

دست و پا

 

امام گفته بود این جعبه نکبتی باید دانشگاه باشد. حقا هم شده دانشگاه. شیطان از اینها درس میگیرد.

...

اگر شما دغدغه امام حسین دارید و دلتان برای هتک حرمت ظهر عاشورا و مظلومیت امام حسین سوخته پس این شعارهایتان چیست؟ "این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده"  "ای رهبر آزداه آماده ایم آماده" "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" "مرگ برضد ولایت فقیه"  "مرگ بر منافق" "منافق حیا کن مملکتو رها کن". آخر یکی ربط اینها را به امام حسین بگوید. دارید دست و پا میزنید و از همه چیز (تاکید میکنم که از همه چیز) خرج میکنید که چه چیزی را نگه دارید؟ 

...

خدایا پول و امکاناتش را بده تا از این خراب شده بریم. بالاخره خودت گفتی هجرت هم گاهی اوقات خوبه  

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 23:4  توسط محمد امین  | 

 

الهی عظم البلا‌ء ...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 0:53  توسط محمد امین  | 

علی الدنیا بعدک العفا

 

بیش از این بابا دلم را خون مکن

                     زاده لیلا مرا مجنون مکن

                            گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست

                                         رو که با یک دل نمی گنجد دو دوست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 9:34  توسط محمد امین  | 

خدایی سایه ای رفت از سر ما

 

باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت؟

عاش سعيدا و مات سعيدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:39  توسط محمد امین  | 

لوک خوش شانس!

 

برای من همه چیز از شهروند امروز شروع شد. بعد آمد سمت کارگزاران. بعد از انتخابات هم اعتماد ملی. پشت سر اون هم صدای عدالت و آرمان. حیات نو هم که بله. آینده بیچاره هم فیلتر شد. موج سبز آزادی هم که آخرین امید ما بود خودش خودش را کله پا کرد. انگار جدی جدی زوم کردند ببینند من چی میخونم صاف همان را نابود کنند. به تازگی تصمیم گرفتم طی یک اقدام تاکتیکی تلویزیون نگاه کنم و کیهان بخونم. بلکه یک فرجی بشه!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 22:51  توسط محمد امین  | 

بل یداه مبسوطتان

 

این کارشناسان هواشناسی اگر آخر پیش بینی هایشان یک انشاالله هم بگویند بدک نیست ها!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 23:58  توسط محمد امین  | 

باید از شرّ اینها به خدا پناه بریم

 

*من اين را اعلام می‌كنم كه اگر كسی به من فحش بدهد، عكس من را پاره كند، احدی حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسی كه به من فحش بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كاری بكند. احدی حق ندارد در اين وقتی كه ما گرفتار هستيم در اين مصيبت بزرگ‌، با او مقابله كند تا اينكه به زد و خورد برسد و غائله ايجاد بشود. امروز ما آرامش می‌خواهيم. 
صحیفه‌نور جلد 11 صفحه 177

*آمریکا و استکبار در تمامی زمینه ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند. در حوزه و دانشگاه ها مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام اینان با تزویرشان از درون، محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند اینها با قیافه حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را به بی دین معرفی می کنند باید از شرّ اینها به خدا پناه بریم و همچنین کسانی دیگر که به هر چه روحانی و عالم است حمله می کنند و اسلام آنها را اسلام آمریکایی معرفی می کنند (صحیفه امام ،ج21، ص87)

*جالب است که این خیمه شب بازی شان را هیچ بقال و چقال و چلغوزی هم باور نکرده. 

*چقدر بعضی ها وجهه خودشان را خراب کردند. آخوند درباری هم بد مصیبتی است. 

*نهایت تعداد طلابی که در حیاط مدرسه مروی جمع شده بودند چقدر بود؟ تازه این را هم در نظر بگیرید که طلاب خود مروی هم که به حیاط بیایند میتوانند نصف حیاط را پر کنند. شب ۲۵ خرداد داشتم اخبار ساعت ۱۲ جعبه نکبتی را نگاه میکردم. برداشت هلو از باغهای گلستان و جشنواره گوجه فرنگی در کلمبیا را نشان داد ولی راهپیمایی میلیونی مردم را نشان نداد. عیبی نداره. ما هم خدایی داریم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 23:22  توسط محمد امین  | 

 

۱- در زمانهای قدیم پادشاهی میخواست شکار شیر کند. خدم و حشم پادشاه رفتند و شیری از جنگل آوردند و آن را به درختی بستند. پادشاه هم رفت و تیری نثار شیر کرد و همگی خوشحال بودند که سلطان به سلامت باد. پادشاه شجاع ما شکار شیر فرمودند!

از روز اول بعد از انتخابات شروع کردند به بگیر و ببند. یکسری را چه در خیابان و چه در بازداشتگاه ها کشتند. تعداد زیادی را دستگیر کردند. خیلی ها را زدند. کوی را به خاک و خون کشیدند. به خیابانها قشون کشی کردند و شهر را تبدیل به پادگان کردند. اس ام اس تهدید آمیز فرستادند و هر روز هم شاخ و شانه جدید میکشند. بعد هم کل خوشحال اعلام میکنند که توانستیم فتنه را خنثی کنیم و تعداد افراد معترض در خیابانها کمتر شده. سلطان به سلامت باد! حضرت اقای ابراهیمی رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد فرموده اند: امروز ما شاهد هستیم افرادی که فریب خورده هستند در روز 13 آبان بیش از 1500 نفر نبودند و در 16 آذر نیز بیش از 200 نفر هم نشدند. البت ما هم مانده ایم فکری که چطور میشود تعداد شرکت کنندگان به ۲۰۰ نفر هم نرسد ولی ۲۰۴ نفر دستگیر شده باشند؟!

۲- انگار این جعبه نکبتی را به صورت تصادفی هم نباید دید. ۱۷ آذر از بخت بدمان سر سفره شام چشممان منور شد به گزارش اخبار ساعت ۲۱. "تعدادی از دانشجویان بعد از اقامه نماز ظهر و عصر به صورت خودجوش به سمت دانشکده فنی رفتند و جواب فتنه گران و آشوب طلبان را دادند" بعد نشان میداد که همگی پرچم و عکس و پلاکارد داشتند. حالا ما نفهمیدیم اینها که کاملا به صورت خودجوش آمده بودند اینهمه پرچم را دقیقا از کجاشون آورده بودند؟!  اوج اعتماد به نفس این عزیزان کاملا دانشجو هم آنجا بود که شعار میدادند: آشوبگر ٬ کارت دانشجوییت کو؟!

۳- حضرت آقای رامین روز اول که معاون مطبوعاتی ارشاد شدند فرمودند: من کلا آمده ام تا به روزنامه نگاران بگویم دوستتان دارم. همان اول کار که همشهری را بستند. حالاهم که حیات نو. به چهار روزنامه اصلاح طلب هم تذکر کتبی داده اند. به گمانم به جز کیهان و جوان و سایر این طیف روزنامه ها دیگر هیچ روزنامه ای از دست این جماعت سر سالم به گور نبرد.

۴- جمعی از طلاب در یک اقدام خودجوش (تیتر کیهان زده بود که خودجوش بوده!) از حضرت آیت الله مصباح یزدی تقدیر کرده اند. یک تقدیر نامه هم به ایشان داده اند که در آن آمده :« ... مصباح راه باید در علم و عمل، سیاست و دیانت، رهبانیت و كیاست در اوج و اشبه‌الناس به اولیا الهی باشد و چنین كسی‌ست كه امیر زمانه در فراق امثال او ناله(این عمار) سر می‌دهد و تو می‌دانی كه مصباح و چراغ نور ایشان را یك ویژگی است و آن سوختن خود است. به بهای روشن شدن طریق برای مردم و این كنایه است از این حقیقت جاودانه كه در كتاب تاریخ حیات بشر همواره غربت و غیرت را قرین هم نگاشته‌اند و آن كه دردمند‌تر برای هدایت بشریت، غریب‌تر، چه آن كه ابوذر تنها زیست و تنها مرد و تنها... . و در این زمانه غربت‌آفرین و فتنه‌گون، موهبتی بر این پهنه زمین ارزانی شده كه برای مردمان مصباح راه و برای ولی امر عمار یاسر باشد.» مالک اشتر که قبلا مشخص شده بود٬ شکر خدا عمار هم پیدا شد!

۵- خدا جون فکر کنم تصمیم گرفته ای یکی یکی رفقای دانشگاه را از ما بگیری و ما را هر روز تنهاتر کنی. آن از صادق این هم از علی. باشد٬ قبول٬ ما که رضاییم.


 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 2:46  توسط محمد امین  | 

خدمات متقابل ایران و اسلام!

 

دو سه روز بعد از انتخابات که اوج درگیری ها بود تو تاکسی بودم و صحبت از زد و خوردهای نیروهای به اصطلاح بسیجی با مردم بود. هرکس چیزی میگفت. بحث رفت به این سمت که اینهمه کتک کاری را به اسم اسلام انجام میدهند. من هم میخواستم ماجرای خلخال کشیدن از پای ذمیه و حرف حضرت امیر(ع) را بگویم. تا گفتم حضرت علی (ع) ...  راننده گفت: من تا قبل از این اتفاق ها به خدا و پیغمبر و حضرت علی اعتقاد داشتم ولی الان نه. فکر کردی حضرت علی کی بود؟ یکی مثل همین ها!

امروز زیر پل حافظ سوار تاکسی شدم. راننده جلوی درب دانشگاه تهران دیده بود که مثلا حزب اللهی ها زن و بچه مردم را میزدند. تا نشستم داخل ماشین راننده شروع کرد به درد دل کردن. گفت: «اینها اینهمه از اسرائیلی ها بد میگویند ما تا حالا ندیده ایم که آنها زنها را بزنند ولی اینا به زن و بچه مردم هم رحم نمیکنند. اسم خودشان را هم گذاشته اند سرباز گمنام امام زمان. آخه چه امام زمانی؟ در این ده هزار سال که میگویند خلقت وجود داشته تا حالا یکنفر را دیده اید که حتی دو سه روز غیب شود و دوباره پیدا شود؟ حالا منتظرند امام زمان از تو چاه در بیاد. مگر مسیح پیغمبر نبود؟ ۱۵ سال پیامبر بود و فقط یک عصا داشت و حتی دندان یک نفر را هم نشکست. حالا اینها برای اینکه فرزند محمد حکومت کند این کارها را میکنند» در همین حین آقایی که عقب نشسته بود گفت: «اینهمه سال هرچی میکشیم از این محمد و علی است!»

......

واقعا اگر نظام جمهوری اسلامی در این سی سال فقط همین یک خدمت را به اسلام کرده باشد برایش کافی است! یخرجون من دین الله افواجا! تازه میفهمم انجمنی های بیچاره در این سی سال از یکی تلقی شدن دین و حکومت چی کشیدند. به نظرم یکی از برندگان این اتفاقات اخیر  انجمنی ها (البته از نوع خوش خیمش که در سیاست دخالت نمیکنند!) بودند.

   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 2:7  توسط محمد امین  | 

 

شنوندگان عزیز توجه فرمایید٬ شنوندگان عزیز توجه فرمایید٬

حمید قهوه چیان٬ عزیز دلمان٬ آزاد شد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 10:27  توسط محمد امین  |